سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و در گفتار دیگرى که از این مقوله است فرمود : ] از مردمان کسى است که کار زشت را ناپسند مى‏شمارد و به دست و زبان و دل خود آن را خوش نمى‏دارد ، چنین کسى خصلتهاى نیک را به کمال رسانیده ، و از آنان کسى است که به زبان و دل خود انکار کند و دست به کار نبرد ، چنین کسى دو خصلت از خصلتهاى نیک را گرفته و خصلتى را تباه ساخته ، و از آنان کسى است که منکر را به دل زشت مى‏دارد و به دست و زبان خود بر آن انکار نیارد ، چنین کس دو خصلت را که شریف‏تر است ضایع ساخته و به یک خصلت پرداخته ، و از آنان کسى است که منکر را باز ندارد به دست و دل و زبان ، چنین کس مرده‏اى است میان زندگان ، و همه کارهاى نیک و جهاد در راه خدا برابر امر به معروف و نهى از منکر ، چون دمیدنى است به دریاى پر موج پهناور . و همانا امر به معروف و نهى از منکر نه اجلى را نزدیک کنند و نه از مقدار روزى بکاهند و فاضلتر از همه اینها سخن عدالت است که پیش روى حاکمى ستمکار گویند . [نهج البلاغه]

عشق کعبه

نامت ای   «کعبه  » همیشه به لبم *** ز   آتش هجر تو در تاب و تبم

عشقت انداخته سوزی به دلم *** که گواه است بر آن دود لبم

من به آهنگ   «حجازی  » همه شب *** به   سماع و می و رقص و طربم

کی به سر منزل مقصود رسم *** من که از   قافله   یک ره عقبم

کی به  «میقات» کنم «نیت» پاک *** تا در اندیشه سیم و ذهبم

کی به تن «جامه احرام» کنم *** تا که پابست لباس و لقبم

کی به «لبّیک» دو لب باز کنم *** تا که آلوده لهو و لعبم

کی سبکبار کنم «سعی» و «طواف» *** من که حمال حطام و حطبم

کی به «ذی حجه» روم زی «عرفات» *** من که نشناخته طی شد رجبم

کی «افاضه» کنم از دشت «وقوف» *** من که عاجز ز طی یک وجبم

کی به «مسلخ» بکنم «ذبح» عظیم *** تا ذبیح شهوات و غضبم

«نُسک» و «بیتوته» و «رمی جمرات» *** در «منا» گر که کنم در عجبم

کی گذر از سر و از حلق کنم *** تا ز «حلق» سر و مو در تعبم

کی شوم مست می «زمزم» دوست *** من که سرمست شراب عنبم

گر به «خال سیه»ت بوسه زنم *** شکر توفیق شود روز و شبم

بر درت هر چه زدم کس نگشود *** تا که بستم در نام و نسبم


  
  
<      1   2